بازارها بیشتر وقت خود را صرف ایجاد انتظارات میکنند تا اینکه آنها را محقق کنند
{"translation": "یکی از سادهترین راههای سوءتفاهم در تحلیل قیمت، این فرض است که بازار برای حرکت وجود دارد. در واقع، بخش بزرگی از رفتار بازار به ایجاد انتظارات اختصاص دارد تا بعداً آن انتظارات به چالش کشیده شوند.\nاین فرایند به طور مداوم و در تمام تایمفریمها اتفاق میافتد.\n\nیک ترند شکل میگیرد و تریدرها انتظار ادامه را دارند. یک سطح support چندین بار تایید میشود و تریدرها شروع به اعتماد به آن میکنند. یک breakout مکرراً موفق میشود و شرکتکنندگان بازار اطمینان بیشتری پیدا میکنند که breakoutهای آینده به همین شکل رفتار خواهند کرد.\nانتظار با هر تایید قویتر میشود.\n\nدر ابتدا، این اعتماد توجیهپذیر است. بازار شواهدی ارائه میدهد که این باور را تایید میکند. مشکل زمانی ظاهر میشود که اعتماد جهانی شود. وقتی تعداد زیادی از شرکتکنندگان حول یک نتیجهی مشابه موضعگیری کنند، بازار دیگر از پاداش دادن فوری این رفتار بهرهی زیادی نمیبرد.\nفرصت اکنون در جای دیگری وجود دارد.\n\nبه همین دلیل است که بازارها اغلب زمانی فریبکنندهترین میشوند که روایت قویترین به نظر برسد. ترند هنوز سالم به نظر میرسد. سطح هنوز قابلاعتماد به نظر میآید. الگو هنوز شبیه نمونههای موفق قبلی است. اما شرکت بیشازحد شده و موضعگیری پرجمعیت تمایل دارد آسیبپذیری ایجاد کند.\nبسیاری از تریدرها این را به عنوان조작تفسیر میکنند چون بازار انتظار منطقی را خیانت میکند.\n\nآنچه واقعاً اتفاق افتاد بسیار سادهتر است.\nانتظار خیلی محبوب شد.\nبازارها به طور مداوم بین ایجاد اعتماد و به چالش کشیدن آن چرخش میکنند. اعتماد شرکت را جذب میکند. چالش موضعگیری را توزیع مجدد میکند. پس از اتمام توزیع مجدد، حرکت بزرگتر میتواند ادامه یابد یا معکوس شود بسته به شرایط گستردهت

