معاملات خوب اغلب مثل انجام ندادن کاری احساس میشود
{"translation": "یکی از سختترین تغییرات برای تریدرهای در حال رشد این است که بفهمند تریدینگ موثر به ندرت احساس موثر میدهد.\n\nاکثر حرفهها فعالیتهای قابل مشاهده را پاداش میدهند. کار بیشتر معمولاً یعنی انجام بیشتر. تریدینگ رابطهی معکوسی ایجاد میکند. در بسیاری موارد، بهترین تصمیم اصلاً اقدام نکردن است.\n\nاین احساس غیرطبیعی است.\n\nوقتی تریدرها ساعتها نمودارها را تحلیل میکنند، طبیعتاً میخواهند نتیجهای از این تلاش ببینند. وسوسه این است که تحلیل را به اجرا تبدیل کنند صرفاً برای اینکه وقت صرف شده است. متأسفانه، بازار اهمیی نمیدهد کسی چقدر منتظر بوده است.\n\nفرصتها به برنامهی خود ظاهر میشوند.\n\nاین وضعیتی ایجاد میکند که انضباط اغلب دقیقاً مثل بیفعالی به نظر میرسد. یک تریدر ممکن است یک جلسهی کامل را صرف مشاهدهی قیمت، شناسایی سطوح، نظارت بر حجم کنند و در نهایت تصمیم بگیرند که وارد هیچ پوزیشنی نشوند.\n\nاز بیرون، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.\n\nاز نظر عملکرد، این ممکن است ارزشمندترین تصمیم روز بوده باشد.\n\nمشکل این است که بسیاری از تریدرها خود را بر اساس میزان مشارکت ارزیابی میکنند، نه کیفیت تصمیم. وقتی درگیر هستند احساس موفقیت میکنند و وقتی غیرفعال باشند ناامید میشوند. این ذهنیت طی زمان باعث تریدهای غیرضروری میشود چون فعالیت به لحاظ روانی پاداشدهنده میشود صرفنظر از اینکه بازار یک مزیت ارائه میدهد یا نه.\n\nتریدینگ حرفهای معمولاً خیلی کمهیجانانگیزتر از آنچه مردم انتظار دارند به نظر میرسد.\n\nدورههای طولانی مشاهده توسط دورههای کوتاه اجرا قطع میشوند. اکثر کار شامل آمادهسازی، صبر و حفظ انضباط کافی برای اجتناب از فرصتهایی است که وجود

